الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
54
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)
دادهاند ! » . « 1 » 58 - از احمد بن هارون بن موفق آزاد شدهء امام كاظم عليه السلام نقل كرده است ، مىگويد : خدمت امام كاظم عليه السلام رسيدم تا سلامى عرض كنم ، فرمود : « سوار شو تا در بين اموال ( اراضى ) خود گردشى بكنيم ! » پس داخل خيمهء خود رفتم كه كنار جوى آبى در كنار سبزه جهت تفريح زده بودم ، براى آن حضرت خيمهاى زدم ، نشستم تا سوار بر اسبى آمد ران او را بوسيدم و فرود آمد ، ركابش راگرفتم و خم شدم تا افسار مركب را بگيرم ، اجازه نداد و خود گرفت و آن را از سر مركب بيرون آورد و آن را در طنابى از طنابهاى خيمه آويخت و نشست و از من علت آمدنم را پرسيد ، موقع غروب بود ، همين وقت به آمدن من از قصر كمك كرد تا اينكه اسب من شيهه كشيد ، امام عليه السلام خنديد و به فارسى سخنى گفت و آن حيوان دانست فرمود : « برو ! بول كن ! » اسب سرش را بلند كرد پس لجام برگرفت و رفت ، جويها و زراعت را پيمود تا بهجاى خشك بى آب و علفى رسيد ، بول كرد و برگشت . امام عليه السلام نگاهى به من كرد و فرمود : « همانا به داوود عليه السلام و آلداوود چيزى را ندادهاند مگر به محمّد و آل محمّد صلى الله عليه و آله و سلم بيشتر از آن را دادهاند » . « 2 » 59 - عياشى از سليمان بن عبداللَّه نقل كرده است ، مىگويد : خدمت امام كاظم عليه السلام نشسته بودم زنى را آوردند كه صورتش به پشتسر برگشته بود ، امام عليه السلام دست راست خود را در پيشانى او و دست چپش را از پشت آن قرار داد سپس از راست صورت او را فشرد و بعد فرمود : « همانا
--> ( 1 ) - بصائر الدّرجات : ص 346 . ( 2 ) - همان : ص 349 .